تفکر محاسباتی یک چهارچوب آموزشی است تا یک روش آموزشی و از این جهت قابل استفاده در تمام روشهای آموزشی موجود است و منافاتی با آنها ندارد. بیایید یک مثال بزنیم. در تکنیک آموزشی UBD که یک روش آموزشی معکوس است ، ابتدا مشخص میشود که دانشآموز باید در پایان درس چه فهم عمیقی از درس باید به دست آورده باشد بعد تعیین میشود چطور این فهم باید ارزیابی شود و در نهلست فعالیتهایی تدوین میشود تا به این نتیجه دست یابد. برای مثال با چرخه آب در درس علوم شروع میکنیم و با روش UBD آن را بررسی میکنیم. هدف ما از بررسی چرخه آب این است که دانشآموز بفهمد چرا چرخه آب برای حیات روی زمین لازم است. در مرحله ارزیابی شواهد بررسی میکنیم برای رسیدن به این هدف چه ابزرای در دست داریم تا آن را ارزیابی کنیم : از پروژه ، ارائه ، آزمون ، حل مسأله ، فعالیت و … مثلا دانش آموز مدلی از چرخه آب بسازد و بررسی کند چگونه روی آب و هوای منطقه تأثیر میگذارد. حالا در مرحلۀ آخر باید فعالیتها را به گونهای طراحی کنیم تا به این هدف دست یابیم : مثلا آزمایش تبخیر ، مشاهده ویدئو ، بحث کلاسی یا کار گروهی

حال تفکر محاسباتی کجای این قضیه میتواند وجود داشته باشد ؟ مشخص است در طراحی فعالیت ها ، فعالیت هایی که باید دانشآموزان انجام دهند ابتدا جمع آوری دادههای مورد نیاز برای بررسی چرخه ، بررسی داشتهها و ابزار موجود (تجزیه) ، بررسی شباهتها و تفاوتهای موجود بین این چرخه و چرخههایی که قبلا بررسی کردهاند و همینطور الگویی که در همین چرخه آب وجود دارد (الگو) ، بررسی نکات مهم و جزئیات عیر مهم جهت اولویت بندی حل مسأله (انتزاع) و سپس نوشتن الگوریتمی برای راه حل و در نهایت بررسی اینکه آزمایش مورد نظر درست کار کرده یا نه و اگر نه چرا؟
تفکر محاسباتی به همین صورت میتواند در همه روشهای آموزی موجود دیگر نیز وجود داشته باشد وتناقضی با آنها ندارد.