همانطور که در مقاله “برنامه نویسی را با بازی شروع کنیم” عنوان کردیم که دانشگاه MIT که برنامه نویسی کودکان را برای بار اول در دنیا تحت عنوان اسکرچ مطرح کرد ، سن شروع برنامهنویسی را 9 سال اعلام کرده است و علت آن را آمادگی شناختی و مغزی کودکان در این سن مطح میکند. اما برنامه اسکرچ جونیور چند سال بعد از اسکرچ توسط رزنیک (خالق اسکرچ) و دانشگاه Tufts برای روانشناسی رشد ایجاد شد و سن آن را از 5 سالگی عنوان کرد. اگر چه سن این برنامه از 5 سالگی مطرح شده اما به علت وجود محرک های بصری زیاد بر اساس تحقیقات صورت گرفته اگر مبنای تمرکز باشد ممکن است منجر به بار شناختی بصری بالا شود یعنی نتواند کودک همزمان همه محرک ها را در حافظه کاری خود جا دهد. برای این منظور همین مقالات پیشنهاد میدهند که استفاده از اسکرچ جونیور همزمان با بازی های بدون کامپیوتر استفاده شود.

مسأله دیگری که وجود دارد حل مسأله است که در مقالات قبلی موزد بررسی قرار گرفت حل مسأله و تفکر محاسباتی کامل با اسکرچ جونیور محقق نمیشود .چرا ؟
اسکرچ جونیور ابزار خوبی برای مفاهیم محاسباتی است: بچه در آن توالی، رویداد، شرط، تکرار، داده و حلقهها را یاد میگیرد. اما تمرینهای محاسباتی و نگرش محاسباتی معمولاً در اکسرچ جونیور ضعیفترند، چون:
- محیط فردمحور است (کمتر همکاری دارد)،
- تمرکز بچه روی محصول نهایی (مثلاً داستان قشنگ) است نه چرخهٔ طراحی و اصلاح،
- خیلی از معلمها فرصت بازتاب و گفتوگو دربارهٔ روند کار را نمیدهند.
برای اینکه تمرین محاسباتی و نگرش محاسباتی هم رشد کنند، باید فعالیت گروهی، گفتوگو، اشتراک پروژه و بازخورد اضافه شود یا قبل از آن فعالیتهای بدون کامپیوتر و رباتهای بیبات و … کار شده باشد تا این رفتارها نهادینه شوند
اگر هدف ایجاد روحیه تولید کنندگی باشد تا مصرف کنندگی در آینده یا خلق تا کپی برداری ، باز هم مسأله آموزش تفکر محاسباتی از این سن با بازی به قوت خود باقی خواهد ماند. این روند آموزش برنامهنویسی در کشور ما از این منظر شاید منجر به برنامهنویسانی که مانند برنامهنویسان معروف دنیا که الان رو زه افزایش هستند ، نشود و ما همچنان کپی برداران خوبی باشیم تا خالقان خوب.